موقعیت جغرافیایی شهر آلاشت:

شهر آلاشت متعلق به بخش مرکزی شهرستان سوادکوه استان مازندران است.این منطقه در طول جغرافیایی 50درجه و 50 دقیقه    وعرض جغرافیایی 36 درجه و 4 دقیقه  در ارتفاع 1900 متری از سطح دریا قرار دارد.آلاشت از نظر اقلیمی آب وهوایی  معتدل و مرطوب دارد و در 39 کیلومتری جنوب غربی پل سفید (مرکز شهرستان سوادکوه) واقع شده است و رود خانه چرات (روآر )که از کوه های خوزنک پرخیان  و خوز از سلسله جبال البرز سرچشمه می گیرد  در 5/1 کیلومتری جنوب این منطقه جریان دارد و در نهایت به رود تالار می ریزد.(فرهنگ جغرافیایی آبادی های کشور،1370،جلد 27) (فرهنگ جغرافیایی آبادی های کشور،1370،سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح ،جلد 27،)

    منابع آب آلاشت:

رودخانه چرات که معروف به روآر می باشد از کوه های خوزنک پرخیان  و خوز از سلسله جبال البرز سرچشمه می گیرد  در انتهای دره شهر آلاشت جریان دارد و در نهایت به رود تالار می ریزد وبه سمت شهر زیراب و شیرگاه ونهایتا به سمت دریای مازندران می رود.

البته مهمترین منابع آب آلاشت برای مصرف مردم آب چاه عمیق وچشمه هایی می باشد که از سال های دور به صورت لوله کشی و با کیفیت بسیار خوب در اختیار مردم قرار می گیرد  در سال ها1380 با توجه به چندی سال بهره برداری از چاه عمیق این شهر ونیز کمبود بارندگی در سال های پیش از آن  سطح آب آن بسیار پایین آمده بود که شهرداری آلاشت و اداره آبرسانی شهرستان سوادکوه با همکاری هم ب کشیدن  ولوله گذار یجدید از مسیری حدود 15 کیلومتری بالا دست این شهر و از دل جنگل های این منطقه از چشمه پر آب حلی خامن آب را به مردم شهر رساندند که به اعتقاد مردم این شهر ویژگیهای درمانی خاصی نیز داشت واز نوع آبهای ناب معدنی می باشد و البته در سال های اخیر با توجه به بارندگی های بسیار زیاد سطح آب چاه عمیق شهر آلاشت بالا آمد و در سیستم آبرسانی شهر قرار گرفت.

    پوشش گیاهی آلاشت :

با توجه به ارتفاع ونوع آب وهوای آن که زمستان های سرد و پر برفی را به همراه دارد از انواع خاصی تشکیل شده است که به آب وهوا واقلیم این منطقه وفق پیدا کرده اند و از انواع درختان جنگلی مانندتلکا،ولیک،سولی،زرشک،و.............و................و.......... و گیاهانی مانند ........و.............و............. و درختانی که در منازل شهر آلاشت یافت می شوند مانند انواع سیب های سبز وقرمزی که نمونه آنها را در کمتر جایی از سطح استان می توان یافت  و درخت آلو(ستی) وآلوچه کوهی(حلی) و همچنین درختان بسیار زیاد به و گیلاس وگلابی  و گردو را می توان مشاهده کرد.

-وجه تسمیه  شهر آلاشت:

واژه آلاشت به لحاظ  مضمونی شاید از قدیمی ترین نام های مکان در منطقه سوادکوه باشد .و باید به این نکته اشاره کرد که این واژه به سه شکل «آلاشت»،«اِلاشت» و«اَلاشت» تلفظ می شود،جالب آنکه هر سه شکل آن به کار می رود.مردم این منطقه به گویش محلی آن را «اِلاشت» تلفظ می کنند.پس منطقا به خاطر اسم خاص بودن آن می بایست «اِلاشت» پذیرفته شود. بر اساس تحقیقات انجام شده کلمه«اِلاشـت» از زمانی به «آلاشت» تبدیل شد که ماموران ثبت احوال به غلط در شناسنامه های مردم وپس از ان سازمان جغرافیایی ارتش کلمه«آلاشت» را نوشتند وبعد ازآن نام این منطقه در کتاب ها به عنوان زادگاه رضاشاه نوشته شد که باز با املای آلاشت ذکر گردیده است،بر این اساس امروزه نسل جدید فارسی زبانان –نه آنهایی که با گویش تبری صحبت می کنند این واژه را آلاشت تلفظ می کنند.(پهلوان،1384،ص23) (پهلوان،کیوان،فرهنگ عامه الاشت،1384،تهران،انتشارات آرون)

معانی وجه تسمیه نام آلاشت به صورت های مختلفی گفته شده است که چند مورد ازآنهایی را که اعتبار بیشتری دارند عبارتند از:

1-                           اَلاشت: دو حرف اول این واژه یعنی«ال» خود معانی و تعابیر مختلفی دارد واتفاقا همین دو حرف سبب شده است که گستره واژه الاشت وسیع وکاربرد آن زیاد شود .اَل درختی است کوهپایه ای که در این منطقه یافت می شود .برخی بر این باورند که چون در این منطقه درخت اَل به وفور یافت میشد ،شاید «مکان درخت اَل»را به این منطقه منسوب کرده اند.لعت نامه دهخدا در مورد لغت «اَل» می نویسد:  اَل درختچه ای است از جنس کُرنوس (kornus ) که در ایران سه نوع آن موجود است که یکی از آنها «سیاه اَل»  است که در سراسر جنگل های کرانه دریای مازندران می روید.

2-                           اَلاشت:به معنی آشیانه عقاب :اَل+ شت.  اَل=عقاب  و   اشته=آشیانه .قابل ذکر است که مردم آلاشت به عقاب «اَلّه» هم می گویند.با این وصف آۀاشت جایی است که آشیانه عقاب بود  ویا عقابها در آنجا می نشستند یعنی ارتفاع این منطقه در حدی است که آشیان عقاب ها می باشد.عقاب هنوز هم در آلاشت فراوان دیده می شود. (پهلوان،1384،ص26)

الف)اَل ،علاوه بر عقاب به تپه یا بلندی نیز گفته می شود مانند البرز،الوند.

                 ب)اَشت را می توان گرفته شده از کلمه یشتن و یشت یعنی پرستش دانست و الاشت را «تپه پرستش»یا بلندی قربانگاه معنی کرد.با توجه به این  که در منطقه آلاشت نشانه های تاریخی و اماکن فراوانی وجود دارد که می تواند بیانگر زندگی مهر پرستان باشد. (پهلوان،1384،ص34)

3-                           اِلاشت:اِلاش نام درختچه ای به اندازه بوته زرشک است با ساقه های تیغ دار با این تفاوت که میوه آن به شکل قلافی است سیاه رنگ که برای دانه افشانی از هم باز می شود (شاید «اِلا»به معنی ،باز وگشاده،ریشه همین نام باشد)و بر روی ساقه گیاه می ماند این درختچه ها را در آلاشت هر رهگذری در کنار بوته های فراوان زرشک می تواند ببیند. (پهلوان،1384،ص30)

سابقه  باستانی زندگی در آلاشت:

سنگ نوشته ی  گوری در آلاشت و خطوط ویژه ای که بر روی آن حک شده است باستانی بودن این منطقه را نشان میدهد . این خط در هیچ فرهنگ لغت و سند تصویری نیامده است ومتخصصان زبان شناسی احتمال داده اند که این خط ،خط سکاییها یا کاسیها باشد. وجود چند نقطه در زیر به ظاهر کلمات این خط این تصور را بوجود آورد که خط آغازین فارسی باشد ،اما فرسودگی کلمات و پیچیدگی حروف طوری است که حتماً باید زبان شناسان متخصص این خطوط را که به نظر می رسد خطی محلی باستانی باشد ،وضعیت زبانی آن را مشخص کنند. (پهلوان،1384،ص37).

در جای جای آلاشت وتپه های باستانی اطراف آن گورهایتاریخی بسیاری که به سمت خورشید دفن شده اند با اندازه هایی بزرگتر از گور های معمولی که در منطقه به گورهای گبری معروف هستند واز درون آنها به کرّات اشیا عتیقه یافت شده است نشان از تاریخی بسیار دیرینه و ناشناخته دارد که هنوز قطره ای از آنها را هم به طریق کارشناسی مورد بررسی قرار نداده اند.

جمعیت آلاشت:در سال های پیش از انقلاب این شهر با داشتن امکانات مختلفی منجمله برق و آب لوله کشی ،تلفن ،مدرسه ،دبیرستان وهنرستان،راه ارتباطی آسفالته مناسب و امکانات مختلف رفاهی ودرمانی جمعیت بالایی را در خود جای داده بود  ولی به مرور زمان وبه دلایل مختلف که در قسمت های بعدی به آن اشاره خواهد شد جمعیت خود را تا حد زیادی از دست داد .

درسرشماری عمومی نفوس ومسکن آبان 1375 ،این شهر دارای 146 خانوار معمولی ساکن با 398 نفر جمعیت ، شامل 179 مرد و 219 نفر زن بوده است بر اساس این ارقام در مقابل هر 100 نفر زن ،82 نفر مرد در این شهر وجود داشته است  و 26% ازجمعیت یعنی 105 نفر ازآنها  را افراد 65 ساله وبیشتر تشکیل می دهد .(سال نامه آماری 1375 کشور،ص چهل)

مطابق با سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵، آلاشت دارای ۲۸۷ خانوار و جمعیتی معادل ۹۷۶ نفر می‌باشد که ۴۷۸ نفر مرد و ۴۹۸ نفر زن می‌باشند. جمعیت باسواد شهر کلاً ۷۴۴ نفر می‌باشد که شامل ۳۹۰ نفر مرد و ۳۵۴ نفر زن می‌شود. در این شهر کلاً ۱۷۳ نفر بی‌سواد می‌باشند.

 لازم به ذکر است که این آمار درفصل پاییز (آبان) تهیه شده است و آنچه که مشخص می باشد در این فصل ساکنین آلاشت به دلیل سرما وکمبود برخی امکانات ویا کهولت سن برخی از آنها یا برای دسترسی به مدارس و دبیرستان ها وغیره مجبور هستند در شهرهای دیگر مانند زیراب ،شیرگاه ، پل سفید، و قائم شهرو ... اسکان پیدا کنند .و جمع کثیری از این  جمعیت دارای مسکن دایمی در آلاشت ویک شهر دیگر می باشند و بنابراین اگر درفصل دیگری مانند فروردین تا شهریور آمار جمعیت این شهر رابگیرند مطا بق با مساکن موجود در شهر یا تعداد کنتورهای برقی که به اهالی داده اندمتوجه می شویم حدود 1500 خانوار یا بیشتر یعنی جمعیتی 8000 نفره را دارا می باشد .

......

انشاله در مطالب آینده بیشتر به شهر آلاشت این دنجترین شهر زیبای  ایران خواهم پرداخت.

به امید آنروز که هر توریستی که وارد این شهر زیبا می شود به حفظ این محیط و پایداری توسعه در این شهراهمیت داده و در زیباتر کردن این شهر پر خاطره همکاری نماید.

منتظر نظرات زیبای شما هستم.