آلاشتی های به شدت عاشق الاشت تا چند سال پیش که زمین خواران و زمین خران غریبه به آنجا هجوم بیاورند و شروع به ساخت بی رویه و به هر شکل را راه اندازی کنند از سکوت ودنج بودن و سادگی آلاشت در کنار بافت تاریخی و به شدت دلنشین الاشت لذت میبردند و در دل تابستان از باران ومه وخنکای بهشتی آلاشت سلامت روح وجسم را بهره میبردند .

افسوس

ایام تعطیلات عید فطر در الاشت نگاهی به چشم انداز آلاشت مخصوصا مسجد زیبای آن داشتم که بساز بفروشهای فراوان آلاشت مسجد را دربین خود پنهان کرده بودند و آپارتمان سازی را به امید لوله های گاز که در راه آلاشت هستند به چندین طبقه سازی رسانده اند .دیگر د رکوچه ها و خیابانهای آلاشت هر منکری را از غریبه های جور وا جور میتوانی ببینی بدون هیچ حجب و حیایی .تنها باران و هوای مه آلود آلاشت مرا به یاد آلاشت گذشته وصمیمی می اندازد که حرمت کوچکتر بزرگتر سر جایش بود و هر قدمی که برمیداشتی پشتت به فامیل و همشهریت گرم بود.

با یکی از افرادی که در آلاشت برخورد کردم که البته فکر میکرد من آلاشتی نیستم ومسافرهستم شنیدم که گفت من چند سال است از بابل آمده م و خانه خوبی را به قیمتی مفت از آقای......خریدم که اصل عقل نداشت من و فامیلهام به اینجا امدیم و از سادگی آنها استفاده کردیم والان کلی ملک از آلاشتی ها خریدیم شما هم بیایید اینجا یک زمین و یا خانه بگیرید و.....

چه بگویم دوستان...........

تقصیر خودمونه.....