آلاشت آزادترین جای ایران برای ساخت وساز!!!!!!!!!!!!!

در تهران یا شهرهای دیگر اگر بخواهید یک وجب از قوانین شهرداری ها عدول کنید پلیس ساختمان به سراغتان میاید و متوقفتان می کند و یا حتی درون ملک خود بخواهید زیرزمینی بسازید و یا بریا پشت بام خانه تان یک اتاقک بسازید باید منتظر عواقبش باشید ولی در آلاشت ما آزادی به حد وفور است هر شکل و اندازه ای و در هرجای آلاشت فقط به نام اینکه زمین مال شماست مثلا در عرف آلاشت گفته اند که  زمینی را پدر شما دو سه سالی بصورت دیم جو و ارزن کاشته شما میروید و برایش بنچاق و قواله و سند میگیرید و با ارزانترین صورت ممکن یعنی بلوک های سیمانی آن را به هرشکل و قیافه ای میسازید و اگر به سازمان یا اداره ای دهن پر کن هم وصل باشید که چه بهتر کسی به شما کاری نخواهد داشت حتی در زمین های منابع طبیعی که متعلق به عموم ایرانی ها و دولت می باشد و بر روی نقشه های منابع طبیعی و عکسهای هوایی رسمی مشخص شده باشند شما می توانید جاده بسازید و بفروشید و به تمام آلاشتی های دوستدار آلاشت و طبیعت و ایران دهن کجی کنید نمونه ی اخیر آن در یک ماهه ی اخیر در آلاشت دیده شده که کم کم مردم دراند باخبر میشوند که برخی دوستان آلاشتی خود را صاحب این منابع طبیعی  با سابقه چندهزارساله ی تاریخی  میدانند و به تخریب و ساخت وساز پرداخته اند و با چه مجوز و چه پروانه ای به آزادی تمام حتی برروی تپه ای باستانی (کارتنون)جاده ساخته اند که متعلق به عموم آلاشتی ها بوده است وچون زمین مناسبی داشته است درگذشته ی نه چندان دور همانطور که از اسمش به زبان محلی بر می آید جایی بوده است که مورد استفاده عموم آلاشتی ها قرار می گرفته  در زمینه های کشاورزی و حتی صنایع دستی که شخصی با نهایت بی پروایی جاده ای برای آن به شکلی زشت وافعی گونه ساخته وکامیونها و بولدوزر را به کار انداخته وستونهای خود را در آنجا فرو کرده است بله البته آلاشت آزاد است برای اینها که هر کاری که بخواهند بکنند چون نام آلاشت طوری هست که حتی در روزنامه ها هم نمی شود نامی از آن برد یادم هست سال گذشته آموزش و پرورش یکی از مناطق تهران برای دبیران تاریخ وجغرافیا اردویی را می خواست برقرار کند و من پیشنهاد آلاشت را دادم که با ابراز علاقه شدید کل دبیران شرکت کننده در آن جلسه مواجه شد و برایش بودجه منظور کردند و وسیله ای و بودجه ای و... تهیه شد فقط از من خواستند که به جای اردوی علمی دبیران... به آلاشت نام آن را به سوادکوه تغییر بدهم که نام آلاشت برای روسای آن ادره دردسر ایجاد نکند و من قبول نکردم و اردو کنسل شد  بهمین راحتی

حال در آلاشت به شهردار و مسول حفاظت محیط زیست سوادکوه وجنگلبانی و شکاربانی و راهسازی و ... هم شنیده ام که خبر رسیده است و البته آنها برای خودشان یا از بی خبری توجیه ساخته اند یا خود را مسول ندانسته اند و این آزادی را شامل حال دشمنان آلاشت کرده است که البته متاسفانه آلاشتی هم هستند و متاسفانه سر سوزنی علاقه به هویت آلاشت ندارند .انشااله !که شهرداری و شورای محترم شهر و نیروی دلیر انتظامی وارد عمل شوند و آن جاده ی کذایی را به حال اول برگردانند  ولی در پایان باید بگویم این جور کارها بدون پاسخ هم نخواهد ماند واین کاخچه های بی هویت برای تازه به دوران رسیده ها پایدار نخواهد ماند چه بسا از اینها زرنگتر هم بوده اند که جوانان رشید آلاشتی آنها را بر جای خود نشانده اند و ویرانی نصیب خانه وکاشانه اشان خواهد شد .

یا حق

/ 2 نظر / 51 بازدید
علي

چاكر عمو سعيد دردت رو مي فهمم داداش درد همه اين آدمها حرص و طمع و خودخواهيه برادر ما هم تو روستامون داريم به اين درد مبتلا ميشيم

احمد

درود برشما که دلت برای ذره ذره خاک وطنت می تپد. بهترین اهرم مبارزه باچنین سود جویانی آگاهی رسانی رسانه ای است تا بالاخره نهاد مسئول که به نظرم ارگان منابع طبیعی و محیط زیست هست ممانعت قانونی لازم را اعمال کند.